العلامة المجلسي

160

حياة القلوب ( فارسي )

مكروه وترك مندوب نيز مىباشد ، بلكه تذللى است نزد حق تعالى كه به آن خدا را به لطف مىآورد هر چند گناهى نباشد ، چنانچه در أحاديث عامه وخاصه وارد شده است كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم روزى هفتاد مرتبه استغفار مىكرد بىگناهى « 1 » ، وبر تقديرى كه بعضي از اين كلمات حقيقت در ارتكاب گناه باشد محمول است بر مجاز ، وبسيار است كه به قرائن ضعيفه ، لفظي را بر معنى مجازى حمل مىكنند ، پس چون نكنند در جائى كه ادلهء قطعيه قائم باشد ؟ ! ونكتهء تعبير به اين عبارات آن است كه چون به سبب وفور كمالات وعلوّ درجات ايشان وكثرت نعم حق تعالى بر ايشان مكروهات ايشان بلكه مباحات ايشان بلكه متوجه شدن ايشان بغير جناب مقدس الهى عظيم است ، لهذا حق تعالى اين عبارات را بر اعمال ايشان اطلاق فرموده است وخود در مقام تذلل وتضرع أمثال اين عبارات را استعمال مىنمايد ، بلكه ممكن است كه ايشان هرگاه متوجه بعضي از عبادات از معاشرت وهدايت خلق وأمثال آن شوند . وچون به محلّ قرب « لي مع اللّه » رسند ، آن مرتبه را در جنب اين مرتبه حقير شمارند ونسبت خطا وگناه وتقصير به خود دهند ، كما قيل : « حسنات الأبرار ، سيّئات المقرّبين » . وأيضا چون عظمت وجلال الهى در نظر بنده بيشتر ظاهر مىشود وعجز وضعف خود وعمل خود بر أو بيشتر معلوم مىگردد ، هر چند عبادت بيشتر مىكند اعتراف به تقصير زيادة مىكند ، ومىداند كه اعمال ممكنات قابل درگاه واهب خيرات نيست ودر برابر هيچ نعمت از نعمتهاى أو نمىتواند بود ، وأيضا چون به ديدهء بصيرت مىبينند ومىدانند كه طاعات وصفات حسنه وترك معاصي ايشان از توفيق وعصمت پروردگار ايشان است وخود بدون عصمت أو در معرض هر گناه هستند ، پس اگر گويند كه منم آنكه گناه كردم ومنم آنكه خطا كردم ممكن است كه مراد آن باشد كه من آنم كه اينها همه از من مىآيد اگر توفيق وعصمت تو نباشد . ونظير اين مراتب در تفكر در أحوال پادشاهان وامرا وخدمه ورعاياى ايشان ظاهر

--> ( 1 ) . كافى 2 / 505 .